هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوی فراغت دانشجویان ایران در دانشگاه های دولتی و فهم معنای فراغت، و نیز چالش های گذران فراغت آنان است. بررسی الگوی فراغت که در بر گیرنده دو مولفه کلیدی یعنی زمان فراغت و فضای فراغت است از ویژگیهای قطعی و ثابت در گذران فراغت آنان نیست و در جامعه با چالش هایی در گیر است که شناخت آنان برای برنامه ریزان آموزش عالی ار اهمیت خاصی برخوردار است. مناسبات فراغت دانشجویان با توجه به ماهیت مولفه های الگوی فراغت دائما درگیر نوساناتی است که ناشی از شکاف انتظارات و موقعیت فراغت موجود دانشجویان است. این نوسانات موجب اختلاف و کشمکشهایی بر سر زمان و فضای فراغت برای گذران انواع فراغت شده که ممکن است بسیار دامنهدار و متنوع باشد. نتایج این بررسی حاکی از این است که دانشجویان در طول و روزهای پایان هفته زمان قابل ملاحظه ای برای فراغت دارند که بخوبی در برنامه ریزی آن، به دلایل بیرونی و درونی، با مشکل مواجه هستند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که بیش از هفتاد درصد دانشجویان بیشترین ساعات فراغتشان را در منزل ( فضاهای سربسته) سپری میکنند که این میتواند الگوی فراغت چالش برانگیزی را از لحاظ زمان و مکان فراغت برای آنان و جامعه فراهم آورد و آنان را به سوی فراغت های غیر قابل کنترل اجتماعی سوق دهد. در این مکان و فضاها آنها عمدتاً فعالیتهای فراغتی از نوع استراحت، گوش دادن به نوار موسیقی، ارسال پیام کوتاه توسط تلفن همراه و تماشای تلویزیون دارند. عمده این گذران فراغت، فعالیتهای در دسته گذران های غیر فعال اولویت بندی شده است که دانشجویان در انتخاب آن نقش فعالی نداشته اند. به علاوه، نتایج بررسیهای این پژوهش نشان می دهد که بین وضعیت موجود گذران اوقات فراغت دانشجویان و وضعیت مورد انتظار آنان شکاف وجود دارد به طوری گزینههای انتخاب فعالیتهای فراغتی برای دانشجویان در وضعیت فعلی محدود بوده و فعالیتهای مورد انتظار در مراتب بالاتر الویتهای فراغتی دانشجویان قرار دارند. دانشجویان از انجام فعالیتهایی لذت می برند که در آرزوی انجام دادن آن هستند. الگوی فراغت دانشجویان بر محور مکان های سربسته به خاطر امکان گزینههای فراغتی کم و محدود شکل گرفته است. از دیگر چالش های فراعتی دانشجویان عدم دسترسی به فراغت ایده آل به دلیل موانع مالی و کمبود آزادی در انتخاب فراغت است. دانشجویان به طور شدیدی معتقدند که خواستههای فراغتی شان با کمبود امکانات فراغتی مواجه است. به علاوه، میزان چالش زایی به عامل نداشتن برنامه در تنظیم اوقات فراغت نیز بر می گردد. نگرش دانشجویان به میزان وجود امکانات فراغتی در دانشگاهها نشان میدهد که امکانات فراغتی متناسب با شأن دانشجویی در دانشگاهها نیست. به علاوه در مورد نحوه مدیریت فراغت، دانشجویان گفتهاند که متولی اصلی برنامههای فراغتی دانشجویان باید خود آنان باشند. |